شعبان که ماه سرور هر مرد و زن است
روشن به فروغ جلوه چهار تن است
هم مولد سجاد و ابوالفضل و حسین
هم مولد پاک حجت ابن الحسن(عج) است
اعیاد شعبانیه مبارک
دلــــــــــــــم گرفته برایت، نگو نمی دانی
تو نامه هــای مــرا - نه - نگو نمی خوانی
من از هجای غزل - نانوشته - جا ماندم
در این غروب گـرفته .... غروب بــــارانی
تو پای پنجره ها را به سنـــگ وا کردی
اگر چه ساده ولی... با کمی پشیمانی
در آسمان غرورت همیشه کم بودم
تو قدر لحظه ی پرواز را نمی دانی
چرا به موعظه هایم همیشه شک داری؟
که مفتخــر به گناهم... به نا مسـلمانی
که من اگرچه شکستم،اگرچه وا دادم
ولی نمرده هنوز ام که سر بجنبانی!
مسیر عاطفه را تا من از تو پرسیدم
دلــم به دلهره افتاد مــرا نپیچانی؟!
دوباره اول اسم ات گلاب تنهایی ست
به چشم خسته و خیسم،غریبه می مانی!
........................................
نه اینکه از تــــو بخواهــم مــرا ببخشایی
فقط بگو که نشستی ،بگو که می مانی
تو چشمه چشمه زلالی،عطش نمی فهمی
مـــــرا - گرفته و لـب تشنه - برنــگردانی !
به یمن مــعجزه هایم ، تورا خدا کردم
تو را به جان خــدا ، سینه را نرنجانی!
کسی به لهجه ی بغضم همیشه می خندد
به واژه هـــــــــای من از لحظه های پنهانی
به قلب خسته ی دلواپسم چه آوردی؟
که سکته کرده غزلواژه های پنهانی...

یه پنجره با یه قفس
یه حنجره بی هم نفس
سهم من از بودن تو
یه خاطره س همین و بس
تو این مثلث غریب
ستاره ها رو خط زدم
دارم به آخر می رسم
از اون ور شب اومدم
یه شب که مثل مرثیه
خیمه زده رو باورم
می خوام تو این سکوت تلخ
صداتُ از یاد ببرم
بذار که کوله بارمو
رو شونه ی شب بذارم
باید که از اینجا برم
فرصت موندن ندارم
داغ ترانه تو نگام
شوق رسیدن تو تنم
تو حجم سرد این قفس
منتظر پر زدنم
من از تبارغربتم
از آرزوهای محال
قصه ما تموم شده
با یه علامت سؤال!!!!؟
