تبليغاتX
غریبه ی آشنا
 

خسته‌تر از پروانه

سالهاست

گٍردِ رؤياهاي سرخ باغچه‌ي خويش پر مي زنم وُ

هنوز غربت تلخ هميشه را،

مزه مي كنم

من خسته ام

و هيچ حاجتي به تأييد هيچ پروانه اي نيست

كافي ست دگمه‌ي پيراهنِ پريروزم را باز كني

تا پاره پاره هايِ عريانِ عمرِ هزار پروانه را،

به سوگ بنشيني.

من خيسِ خستگي ام

بيا شانه هايت را

بالش خيلِ خستگي هايم كن

شايد شبي

زخمهايم را زمين بگذارم .





لينك ثابت نوشته شده در شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 11:44 توسط ..:: غریبه های آشنا ::..

                                            رمضان آمد و آهسته صدا کرد مرا

                                     مستعد سفر شهر خدا کرد مرا

                                   هر سر مویم اگر شکر کند تا به ابد

                                کم بود زین همه فیضی که عطا کرد مرا

اینک با دامنی پر از خوب ترین گوهرهای زمانه ,

 

دستی پر از زیباترین زیورهای زمین آمده ام .

 

تا همه را ,

 

هرچه را اندوخته ام

 

به معبد پاکِ تو ,

 

ای الهه ی مهر , مهراوه ی قدسی من

 

وقف کنم !

 

من از معراج آسمان ها می آیم .

 

همه طبقات آسمان را گشتم

 

در دل ستاره باران نیمه شب های روشن و مهربان تابستان ,

 

بر جاده های کهکشان , تاخته ام .

 

صحرای ابدیت را در نوردیده ام .

 

بال در بال فرشتگان

 

در فضای پاک ملکوت شنا کرده ام

 

با خدایان , ایزدان

 

با همه الهه های زیبای آسمان ,

 

آشنا بوده ام .

 

از هرجا , از هریک ,

 

یادی , یادگاری برایت هدیه آوردم .

 

از سیمای هرکدام , زیباترین خط را ربوده ام .

 

از اندام هریک , نازنین طرح را گرفتم .

 

از هر گلی , افقی , دریایی , آسمانی , چشم اندازی ,

 

رنگی دزدیده ام ,

 

و با دست و دامنی پر از خط ها و رنگ ها

 

و طرح های آن سوی این آسمان زمینی ,

 

از معراج نیمه شبان تنهایی ,

 

به دامان مهربان تو ,

 

- ای دامن حریر مهتاب شب های زندگی سیاه من ,

 

فرود آمده ام ,

 

نشسته ام تا آن ودیعه ها که از آسمان آورده ام

 

در دامن تو ریزم .

 

ای خوبی خوب , آیینه مهر !

 

میلادت مبارک !

 

 

 

من به دو چيز عشق مي ورزم:

 

 يكي تو

 

 و ديگري وجود تو

 

به دو چيزاعتقاد دارم :

 

يكي خدا

 

 وديگري تو

 

 من در اين دنيا دو چيز ميخواهم :

 

يكي تو

 

 وديگري خوشبختي تو

 

 من اين دنيا را براي دو چيز ميخواهم :

 

يكي تو

 

 وديگري براي با تو ماندن تا هميشه

 

 دوستت دارم ........!!

 

 

 

 




لينك ثابت نوشته شده در شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 18:29 توسط ..:: غریبه های آشنا ::..

ضمن عرض سلام به اطلاع همه دوستان گرامی و همه وبلاگ نویسان عزیز که همیشه ما رو در

کارهایمان یاری دادند می رسانیم که ۱۸ شهریور ۱۳۸۵ که مصادف بود با میلاد با سعادت امام

مهدی(عج)اولین پستمون به ثبت رسید اینکار با همکاری من و خواهر عزیزم سارا شروع شد.

ابتدا نام وبلاگمون میلاد بود چون در روز تولد آقا به ثبت رسیده بود ولی بعد با صلاح دید سارا

جون به غریبه آشنا تغییر یافت.

درطول این یک سال همواره با اتفاقات تلخ و شیرینی برای ما به همراه بود طوری که گاهی

وقتها با چشمهای اشک آلود به روز می کردیم.

در هر صورت یک سال پر خاطره گذشت و ۱۸ شهریور وبلاگمون یک ساله می شود .از همه

دوستان عزیزی که در طول این یکسال ما رو تحمل نمودند کمال تشکر را داریم و امیدواریم در

پناه حق همیشه سلامت و شادمان باشند و ما رو هم از دعای خیر شون بی نصیب نذارند.

خواهشی که از همه عزیزان داریم اینست که نظرات و پیشنهادات و انتقادات خود را بفرمایند تا

اگر خدا عمری داد بتوانیم از نظرات عزیزان استفاده نماییم.

پیشاپیش فرا رسیدن ماه مبارک رمضان را به شما تبریک عرض نموده و از امام رضا که مونس

همه ایرانیان می باشد درخواست شفای همه بیماران و سلامتی همه دوستان و خانوادهها را داریم 

امیدواریم هنگام افطاری وسحری ما را هم به یاد داشته باشید

 




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 22:47 توسط ..:: غریبه های آشنا ::..

 

ای نگاره نازنین فاطمه , یادگار آخرین فاطمه , نام زهرا بهار قرآن شد , نام تو نقش

 

نگین فاطمه

 

جهان با وجود تو بر مدار عشق می چرخد و تو بر مدار خود , تو در کجای جهانی که

 

خورشید به نام تو سلام می کند

 

میلاد با سعادت امام مهدی بر همه ایرانیان و منتظران مبارک

 

زرد و نیلی و بنفش

 

سبز و آبی و کبود

 

با بنفشه ها نشسته ام

 

سال های سال

 

صبح های زود

 

در کنار چشمه سحر

 

سر نهاده روی شانه های یکدیگر

 

گیسوان خیسشان به دست باد

 

چهره ها نهفته در پناه سایه های شرم

 

رنگ ها شکفته در زلال عطرهای گرم

 

می تراود از سکوت دلپذیرشان

 

بهترین ترانه , بهترین سرود

 

مخمل نگاه این بنفشه ها

 

می برد مرا سبکتر از نسیم

 

از بنفشه زار باغچه

 

تا بنفشه زار چشم تو – که رسته در کنار هم

 

زرد و نیلی و بنفش

 

 

سبز و آبی و کبود

 

با همان سکوت شرمگین

 

با همان ترانه ها و عطرها

 

بهترین هر چه بود و هست

 

بهترین هر چه هست و بود !

 

در بنفشه زار چشم تو

 

من ز بهترین بهشت ها گذشته ام

 

من به بهترین بهارها رسیده ام

 

ای غم تو همزبان بهترین دقایق حیات من

 

لحظه های هستی من از تو پر شده است

 

آه . . . . . . .

 

در تمام روز , در تمام شب , در تمام هفته , در تمام ماه

 

در فضای خانه , کوچه , راه

 

در هوا , زمین , درخت , سبزه , آب

 

در خطوط درهم کتاب

 

در دیار نیلگون خواب

 

 

ای جدائی تو بهترین بهانه گریستن

 

بی تو , من , به اوج حسرتی نگفتنی رسیده ام

 

ای نوازش تو بهترین امید زیستن

 

در کنار تو ,

 

من ز اوج لذتی نگفتنی گذشته ام ,

 

در بنفشه زار چشم تو ,

 

برگ های زرد و نیلی و بنفش

 

عطرهای سبز و آبی و کبود

 

نغمه های نا شنیده ساز می کنند !

 

بهتر از تمام نغمه ها و سازها

 

روی مخمل لطیف گونه هات

 

غنچه های رنگ رنگ باز می کنند

 

بهتر از تمام رنگها و رازها !

 

خوب خوب نازنین من !

 

نام تو مرا همیشه مست میکند

 

بهتر ازشراب

 

 

بهتر از تمام شعرهای ناب

 

نام تو , اگرچه بهترین سرود زندگی است ,

 

من تو را

 

به خلوت خدائی خیال خود

 

بهترین بهترین من , خطاب می کنم

 

بهترین بهترین من !!!

 

دوستت دارم .....

 

چرا ؟

 

 نمی دانم .........!!!

 

 

 

  




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 18:49 توسط ..:: غریبه های آشنا ::..





Powered by WebGozar