نه حرف تازه ای هست
نه حس تازه تری برای این روزها .........
فقط دلم می خواهد , غرق دنیای یکرنگی خودم باشم و زندگی را
به نظاره بنشینم ,
می خواهم تمام تعاریف منطقی را عوض کنم و
خودم جای تمام فلسفه ها بنشینم .....!!
می رفت و چیزی زیر لب تکرار می کرد
در هر قدم با عشق من پیکار می کرد
باور نمی کردم ولی انگار دیگر
او رفته بود و قلب من انکار می کرد

گلاب گلاب گلاب ! می شنوی؟
منو ببخش