یاد من باش اگه دنیا با تو مهربون نمی شه
مثه عکسای من و تو زندگی جوون نمی شه
یاده من باش اگه سنگم , اگه خاکم , اگه رودم
براتو خاطره گفتم واستو خاطره بودم
اگه بارون و بیابون منو گم کرده تو چشماش
گاهی وقتا مهربون شو گاهی وقتا یاد من باش
ساده بود اما برا من که یه دل شکسته بودم
مثه طوفان روز رفتن کوله بار بسته بودم
یه روز از تو جون گرفتم یه روز از تو دل بریدم
از همه دنیا گذشتم به همه دنیا رسیدم
ساده بود اما تو جاده دل و قلبمو جا گزاشتم
شب دل بریدن از خود همه رو تنها گزاشتم
دریا دلواپس من شد منو دید به گریه افتاد
منو بشناس اگه بارون رد پامو برده از یاد
اگه بارون و بیابون منو گم کرده تو چشماش
گاهی وقتا مهربون شو گاهی وقتا یاد من باش

باگذشت زمان اقیانوس ها خشک می شوند
پروانه ها پرواز می کنند وتنها چیزی که می ماند
خاطرات هستند پس تا خاطرات هستند گریه می کنم
شاخه های خويش را
ناگهان كجا
جا گذاشتی؟
يا به قول خواهرم فروغ:
دست های خويش را
در كدام باغچه
عاشقانه كاشتی؟
اين قرارداد
تا ابد ميان ما
برقرار باد:
چشمهای من به جای دستهای تو!
من به دست تو
آب میدهم
تو به چشم من
آبرو بده!
من به چشمهای بیقرار تو قول ميدهم:
ريشه های ما به آب
شاخهای ما به آفتاب میرسد
ما دوباره سبز میشويم!
شعر از قیصر امین پور
