تبليغاتX
غریبه ی آشنا - روزهای دلتنــــــــــگی ...!!!

 

 

میلاد مسعود امام حقیقت و  آخرین فرمانروای عدالت

 

 و پشتیبان همه مظلومان  بر ایرانیان مبارک 

 

 

 اين روزها ، برايم روزهاي دلگيري است

 


مي داني ، اين روزها چندين بار نامت را زير لب زمزمه مي كنم

 


اين روز ها ، از دوري ات بي قرارم

 


بگذار عاشقانه تر بگويم :

 


اين روزها ، تمام وجودم در يك حرف كوچك " تو " خلاصه شده

 


اين روزها ، آرزو مي كنم :

 


اي كاش در كوچه هاي كودكي مي ماندم

 


اي كاش سايه ها از ذهنم رخت بر مي بستند

 


و اي كاش مي توانستم سكوت غم انگيز صحراي دلم را بشكنم

 


غوطه ور در اين افكار ، ناگاه به خود مي آيم :

 


همه رفته اند ، و من تنها مانده ام



بهت زده و حيران ، در وسط اتاق مي ايستم

 


چه سكوت غمباري !

 


پارچه هاي سياه روي ديوارها و گل هاي خشك و پژمرده

 


خبر از فصل جدايي و نيستي مي دهد .

 


آه ، ديگر آفتابي نيست كه هر صبح با طلوع خود ، مرا بيدار كند

 


ديگر كسي نيست تا گرد و غبار دل ابري ام را ، پاك كند

 


ديگر كسي نيست تا مرا با نگاهش ،بدرقه كند

 

...

 


و من دوباره به خود مي آيم :

 


تو ديگر نيستي

 


و من ، امروز ، بي تو ، گمشده اي در كوچه پس كوچه هاي عمرم

 


امروز ديگر به تنهايي خو گرفته ام و جزيي از وجودم شده

 


و ديگر رمقي براي رفتن به انتهاي سفر ندارم .

 


و امروز من به ياد آن روزها ، و در حسرت ديدارت ، مي گريم

 


و آرزو مي كنم :

 


اي كاش مي شد يك بار ، تنها يك بار ديگر ، تكرار شوي ....!!!

 

 

 




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 20:9 توسط ..:: غریبه های آشنا ::..





Powered by WebGozar